تبليغاتX
 Royaye---khis

نحوه خواستگاری...

۱: بايستي خواستگار با خود گل ببرد، ترجيحاً گل صورتي رنگ ( علامت حيات، لذت و زندگي) و از يك نوع و به تعداد فرد مثلاً 9 ، 11 يا 13 در منزل عروس خانم روي يك ميز كوچك گلدان با آب آماده بايد باشد.


2:
قبل از رفتن به خواستگاري و با ايجاد كافي براي خواستگاري شونده به او و خانواده اش اطلاع مي دهيم.


3:
هنگام خواستگاري فقط پدر و مادر و پسر با هم بروند ( يا جايگزين پدر و مادر و قيم پسر اينكار را در غياب والدين انجام مي دهند.)


4:
خواستگاري حتماً‌بايد بعد از ظهر باشد ( 7-4 بعد از ظهر).


5:
لباس سنگين و محترمانه بايد بر تن كرد. لباس آستين كوتاه، مدل هاي جلف و تركيب رنگ هاي كودكانه علامت نفص عقل پسر و خانواده اوست.


6:
اتاق انتخاب شده از طرف خانواده دختر بايد كوچك و محدود باشد مثلاً 3*3 ( و مسافت راه رفتن تا حد امكان كوتاه شود.)


7:
پدر و مادر يا جانشينان آنها حتماً بايد در منزل باشند و عدم شركت آنها علامت نوعي مقاومت است. حضور بچه ها كلاً ممنوع است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در جمعه 3 آبان1387 ساعت 10:38 موضوع | لینک ثابت


درخت شبیه انسان

درختي شبيه انسان


 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در جمعه 3 آبان1387 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت


کشف قبیله‏ای ناشناخته و ابتدايي در قلب جنگلهاي آمازون

یک گروه باستانشناس موفق شد یک قبیله سرخ پوست را درمنطقه ای از جنگل های بکر آمازون کشف کند.
به گزارش البرز هواپیمای اکتشافی این گروه باستانشناس درحال عکسبرداری از جنگلهای آمازون متوجه قبیله ای میشوند که تاکنون با انسان برخورد نکرده اند.
اعضای این قبیله با حرکات متعدد هواپیما دربالای سرخود به سمت آنها نیزه وتیرپرتاب میکردند.
(مردان جنگجوي اين قبيله رنگ پوست خود را قرمز و زنان جنگجو پوست خود را سياه كرده اند).
 
این کشف که توسط متخصین تیم کشف تمدن های گمشده صورت گرفته مورد توجه جدی مقامات رسمی برزیل قرار گرفت .
یکی از متخصین این گروه می گوید: ما پروازهایی در این مناطق داشتیم، و در نهایت توانستیم از آنها، خانه هایشان و زندگی شان عکس هایی تهیه کنیم، توانستم ثابت کنیم که آنها وجود دارند.
این قبیله از هواپیما تیم کشف خود، با پرتاب نیزه و تیر و کمان استقبال کرده اند!!
دولت برزیل هم این کشف را مهم دانسته و معتقد است که این کشف قادر به اثبات موضوع مهمی شد، چرا که تاکنون فقط حدس هایی در مورد وجود این قبایل زده می شد.
طبق تخمین هنوز در حدود صد قبیله و نژاد ناشناخته در جهان وجود دارند که در حدود نیمی از آنها در جنگل های آمازون و در نزدیکی مرز برزیل و پرو بسر می برند.
متاسفانه حیات این قبایل بشدت توسط قاچاقچیان چوب مورد تهدید واقع شده است.
برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در جمعه 3 آبان1387 ساعت 10:22 موضوع | لینک ثابت


آخرين مدل حالگيري

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....


 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در دوشنبه 29 مهر1387 ساعت 22:51 موضوع | لینک ثابت


نمیدانم...

دکتر شریعتی :

«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود،دوم اینکه سیگار می کشید و سوم  که از همه تهوع آورتر بود اینکه در آن سن و سال، زن داشت!... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد».


 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در چهارشنبه 17 مهر1387 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت


بدون شرح

 

 


 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در چهارشنبه 10 مهر1387 ساعت 13:48 موضوع تصاویر جالب و دیدنی | لینک ثابت


تست هوش جالب

ابتدا سوال را بخوانید و سریع جواب را حدس بزنید سپس با جواب اصلی مقایسه کنید تا پی ببرید که چقدر باهوش هستید 
آماده اید؟


سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.



سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب:

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟




سوأل سوم:

ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب :
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
 

مشخصاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
اسم پنجمی چیه؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.

 

حالا تو قسمت نظرات بگویید که چند پاسخ درست داشتید


 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در شنبه 6 مهر1387 ساعت 16:28 موضوع | لینک ثابت


سه آمریکایی و سه ایرانی

سه نفر آمريکایی و سه نفر ايرانی با همديگر برای شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکایی هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايرانی ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکی از آمريکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با يک بليط مسافرت می کنيد؟ يکي از ايرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکایی ها روی صندلی های تعيين شده نشستند، اما ايرانی ها سه نفری رفتند توی يک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکایی ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايی ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايرانی ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايی يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايرانی هيچ بليطی نخريدند. يکی از آمريکایی ها پرسيد: چطور می خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکی از ايرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
  سه آمريکایی و سه ايرانی سوار قطار شدند، سه آمريکایی رفتند توی يک توالت و سه ايرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمريکايی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکی از ايرانی ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوی توالت آمريکايی ها و گفت: بليط ، لطفا


 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در شنبه 6 مهر1387 ساعت 16:18 موضوع | لینک ثابت


آیا خدا هست؟

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت


عشق از زبان یک کودک

نامه ابراز علاقه یک پسر کوچک به دختر همسن خودشه

خیلی بامزه است…


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهران انصاری زاده در چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت 17:29 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting